✍ محمود بابااوغلی
فکر می کنم موانع همگرایی روشنفکران جامعه، علل مختلفی دارد که اینجانب سعی می کنم به مواردی از آنها فهرست وار اشاره کنم:
1-گستردگی سایه استبداد و روحیه استبدادزدگی در عرصه های مختلف زندگی؛ اعم از خانواده، مدرسه و نظام سیاسی؛ در جریان تربیت اجتماعی ما، چنین خصلتی را به بخشی از زیرساخت های ذهنی در مواجهه با محرک های بیرونی بدل کرده است. به بیان دیگر؛ هر یک از ماها در درون خود حامل یک فرعون سرکشی هستیم که در شرایط مقتضی، اقدام به خودنمایی می کند. فقط گستره سرزمینی فرعون درون ما با فرعون تاریخی سرزمین مصر متفاوت است.
2- این عبارت معروف را که می گوید؛شخصیت آدمی زیر زبانش نهفته است، می خواهم از منظر دیگری و در رابطه با ویژگی خاص فرهنگ ایرانی، در حوزه تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار دهم. تعارف و دورویی متاسفانه در جامعه ما به یک ویژگی بارز رفتاری بدل شده است. ما معمولا به چیزی که اقرار می کنیم، درعمل پایبند نیستیم. فاصله گفتار و رفتار در ماها، بسیار زیاد و بسی عمیق است. و این؛ آدرس غلطی است که به مخاطب ارسال می شود. مثلا در همین فضای مجازی، وقتی وارد گروهی می شویم ، با تواضع تمام اعلام می کنیم که: امیدوارم بتوانم از نظرات و دیدگاه های علمی دوستان نهایت استفاده را ببرم. ولی زمانی که در جریان ارایه مطالب و نظرات ما؛ کسی اقدام به دادن تذکری محترمانه و یا بیان اصلاحیه ای از نوشته ما می کند؛ با این که به سندیت گفته وی کاملا واقف هستیم؛ ولی به جای بیان یک عبارت تشکرآمیز، مثل: ممنون از یادآوری تان و یا بسیار آموختم؛ وانمود می کنیم که آن را ندیده ایم و در جریان ادامه تعاملات در گروه نیز؛ نه تنها به یادداشت و دیدگاه های آن فرد بی اعتنایی می کنیم، بلکه به نوعی به طعنه زنی و متلک پرانی هم اقدام می کنیم. گو این که به دژ دانشمندی ما شبیخون زده شده است!
به نظرم، چنین افرادی به لحاظ رفتاری، کمترین تفاوتی با جماعت عوام ندارند. و به بیان دیگر؛ خصلت های روحی آنان هنوز از سرچشمه معلوماتشان به قدر تشنگی نچشیده اند.
3-جریان روشنفکری در ایران؛ حداقل در بخشی از بدنه سیستم آموزشی جامعه، بیشتر ایدئولوژیک است. در واقع؛ اغلب تحصیل کرده های ما، روند مطالعه را در راستای تحکیم پایه های ایدئولوژی و اعتقادی خویش پیش می برند. و این یک جانبه گرایی در انتخاب موضوع و منابع مطالعاتی؛ نگرش جامع و چند ساحتی و حتی بُعد نسبی گرایانه در مورد اعتبار علوم انسانی را با تردیدهای جدی مواجه می سازد. همین اعتقادات جزمی نسبت به یافته های مطالعاتی؛ از آنان عناصری می سازد که با تعبیر جولین بندا از روشنفکران( فیلسوف – شاهان)؛ به عنوان وجدان کل بشریت و معتقدان به ارزش های جهانشمول، فاصله اساسی پیدا می کنند.
4- خود بزرگ بینی علمی و به تعبیر فوکو، دانش پرستی افراطی؛ از منظر روانشناختی آن چنان فرد را علم زده می کند که؛ از انعطاف پذیری اخلاق گرایانه در یک فضای گفتمانی، به شدت دچار غفلت می شود.
5- و دست آخر این  که روشنفکران ما از هر چیزی انتقاد می کنند، الّا خودشان. و به همین دلیل روش ها و زبان خاص و همچنین کاربردی؛  برای شکل گیری چنین فضایی تحت عنوان: "گفتمان تساهل و تحمل دیدگاه های متعارض"؛  هرگز شکل نمی گیرد.????

منبع : جامعه شناسی تغییر |موانع همگرایی در میان جماعت روشنفکر در ایران
برچسب ها : بیان ,جریان ,کنیم ,دیدگاه ,همین ,فرعون ,بیان دیگر؛ ,موانع همگرایی